تبليغاتX
language="JavaScript" src="http://drlilp.parsaspace.com/pagerankbooster.mihanblog/ashoura/js/rbl200.js" type="text/javascript"> **آسمون پر ستاره**
یک قدم نزدیکتر!



نمی خواهم بدانم بعد از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم که کوزهگر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد در دست طفلی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی دم گرم خویش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته سازد
بدین سان بشکند دائم سکوت مرگ بارم را !!!

سه شنبه یکم بهمن 1387  توسط   |

 

خواستن

انگاه که تقدیر نیست و از

تدبیر هم کاری ساخته نیست

اگر خواستن با تمام وجود باشد

پاسخ دست یافتنی است

(دکتر علی شریعتی)

سه شنبه یکم بهمن 1387  توسط   |

 

ناگهان چقدر زود دیر میشود

حالا که فکر میکنم

میبینم واقعا چقدر عمرمون زود میگذره

به خاطرات کودکیم که می اندیشم ،گویی تصویر آنها شفاف تر از هر زمان دیگریست

ولی چقدر زود

چقدر زود دیر شد

بیاد شعر مرحوم امین پور می افتم:

حرفهای ما هنوز ناتمام......

تا نگاه می کنی وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از آنکه با خبر شوم

لحظه عزیمت من ناگزیر میشود

آی.................

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان چقدر زود دیر میشود!

 

یکشنبه یکم دی 1387  توسط   |

 

چند نکته حکمت آموز

 آخرین درجه فسادبکاربردن قوانین برای ظلم است.  ولتر

 

  نیکی بی مورد ظلم است.                         حضرت علی (ع)

 

  یک روزعاقل به یک عمراحمق می ارزد.         مثل تازی

 

  عاقل هرگزبه شانس معتقدنمی شود.         مثل انگلیسی

 

  اغلب بنابه عادت زندگی می کنیم نه برای لذت.  حجازی

دوشنبه هجدهم آذر 1387  توسط   |

 

نگاه زیبا

 

      در دنيايي که همه به دنبال چشمهاي زيبا هستند تو به    دنبال نگاه زيبا باش
       کاش اهميت در نگاه تو باشد نه در آن چيزي که به ان مينگري
 

یکشنبه هفدهم آذر 1387  توسط   |

 

ده نکته برای زیبایی یک زن

۱ - برای داشتن لب های جذاب کلام محبت آمیز به زبان آورید

۲ - برای داشتن چشمان زیبا به زیبایی های مردم و خوبیهای آنها توجه کنید

۳ - برای خوش اندام ماندن غذایتان را با گرسنگان تقسیم کنید

۴ - برای داشتن موهای زیبا بگذارید کودکی هر روز آن را نوازش کند

۵ ـ برای داشتن فرم مناسب در حالی راه بروید که میدانید هرگز تنها نیستید

۶ - انسانها بیشتر از اشیا احتیاج به تعمیر نو شدن احیا شدن مرمت شدن و رهاشدن دارند هیچ وقت هیچ کدام را دور نریزید

۷ - به خاطر داشته باشید هرگاه به دست یاری نیاز داشتید همیشه یکی در انتهای دست خودتان پیدا میکنید

همین طور که سنتان بالا میرود شما متوجه میشوید که ۲ دست دارید یکی برای کمک به خودتان و یکی برای یاری دیگران

۸ - زیبایی یک زن به لباسهایی که میپوشدبه صورتش و به مدل مویش بستگی ندارد زیبایی یک زن در چشمانش پدیدار میشود چرا که آنها دروازه های باز قلبش هستند جایی که عشقش جای دارد

۹ - زیبایی یک زن در آرایشش نیست بلکه در زیبایی واقعی روحش اوست ، مهم این است که او مشتاقانه عشقش را نثار میکند

۱۰ - زیبایی واقعی یک زن با گذشت زمان افزایش می یابد

همه این موارد رایگان است میتوانید امتحان کنید

یکشنبه بیست و یکم مهر 1387  توسط   |

 

چند کلمه صحبت با خدا

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم …


گفتی: فانی قریب

 .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک شم …


گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

 
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

 

--------------------------------

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!


گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم


     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

--------------------------------

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …


گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه


     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

 

--------------------------------

گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار می‌تونم بکنم؟

     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده


     .:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 

--------------------------------

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...


گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

 
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

 

--------------------------------

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟

 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا


     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

 

--------------------------------

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟             

 
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله


     .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! …  توبه می‌کنم

 
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین


     .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 

--------------------------------

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

     
گفتی: الیس الله بکاف عبده

 
     .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

--------------------------------

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟

 
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم

من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما


.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش

 بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن .

 خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::
                                                                           
 

سه شنبه نهم مهر 1387  توسط   |

 

 "گفتم كه روي خوبت از من چرا نهان است          گفتا تو خود حجابي ورنه رخم عيان است"
 "گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كويت              گفتا نشان چه پرسي آن كوي، بي نشان است"

 

علي عليه السلام فرمودند: « زمين خالي از حجت خدا نيست، لكن خداوند متعال، خلقش را از اين كه

حجت را بشناسند نابينا و محروم مي نمايد و اين به خاطر ظلمي است كه بر خودشان روا داشتند.»

اماما، عاشق توييم و دوستدار دوستاران تو و خاك پاى منتظران تو، اما فسوسا كه خود، خانه دل رابراى انتظار تو مهيا نساخته ايم.

اماما، با مژگان نروبيده ايم گرد راه را، با اشك ، نشسته ايم غبار دل را

اماما، نروبيده ايم غبار گناه از دل ، اما عاشقيم ، نمى دانيم اين عشق سوزان ، در كجاى جانمان جاى گرفته كه بى تابمان كرده .

اماما، شرمنده ايم كه خانه دل را براى حكمرانى تو، پاك نساخته ايم

اماما، از كاروان عاشقان تو، عقب مانده ايم . مركب راهوار نداريم كه به اين كاروان شورانگيز، دست يابيم .

اماما، راه ، پيچاپيچ است و پر از گردنه هاى هراس انگيز، ما، بى پا افزار و توشه ، سرگردان .

اماما، بيم آن را داريم در عمق شب ، گم شويم و گرفتار رهزنان

اماما، مى دانيم كه خود، خود را به وادى هول انگيز بلا افكنده ايم ، اما هنوز، كورسويى از چراغ عشق ، در جانمان سو سو مى زند.

اماما، دريا آشنايان ، به عمق درياى عشق فرو رفتند و ما در ساحل مانده ايم ، نه چشمى كه آن همه زيبايى را ببينيم و نه انسى با امواج كه با آنها در آميزيم و نه پرتوى از عشق كه به جان حقيقت راه يابيم .

اماما، عشق ، رخى نمود و جلوه اى كرد، ولى ما سرگرم بوديم و از شربت گواراى عشق ، ما را بهره اى نرسد.

اماما، نسيم عشق وزيد و ما در غفلت بوديم ، اينكه بى نصيبى از نسيم عشق ، چگونه از اين بيابان آتشناك رهايى يابيم و جانهاى پژمرده خود را با نسيم دل انگيز صبح ، شاداب كنيم .

اماما، راه دشوار است و رهزن ، بسيار و عجبا همه در لباس مهر و محبت و راهنما و دل مى سوزانند و به نرمى و گرمى ، راه مى بندند كه ما راه مى نمايانی

اماما، به عشق تو، زنده ایم و با اشك فراق تو بی صبرانه منتظریم ، اميد آن داريم كه به جمع ما، از سر مهر نظر افكنى و و ادرکنی یا صاحب الامر و الزمان که چشم به لطف و عنایت تو داریم آقا جان

(اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ فِي هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَة وَلِيَّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيها طَويلاً)

جمعه پنجم مهر 1387  توسط   |

 

یاخیر مونس و انیس

خواب ديدم در ساحل با خدا قدم مي زنم . بر پهنه آسمان صحنه هايي از زندگي ام برق زد . در هر صحنه دو جفت جاي پا روي ساحل ديدم يكي متعلق به من و ديگري متعلق به خدا . وقتي آخرين صحنه در مقابلم برق زد به پشت سر و به جاي پاهاي روي شن نگاه كردم . متوجه شدم كه چندين بار در طول مسير زندگي ام فقط يك جفت جاي پا روي شن بوده است . همچنين متوجه شدم كه اين در سخت ترين و غمگين ترين دوران زندگي ام بوده است .
اين واقعاً برايم ناراحت كننده بود و درباره اش از خدا سؤال كردم : خدايا ! تو گفتي اگر به دنبال تو بيايم در تمام راه با من خواهي بود ولي ديدم كه سخت ترين دوران زندگي ام فقط يك جفت جاي پا وجود داشت . نمي فهمم چرا هنگامي كه بيش از هر وقت ديگر به تو نياز داشتم ، مرا تنها گذاشتي .
خدا پاسخ داد : بندة بسيار عزيزم ، من در كنارت هستم و هرگز تنهايت نخواهم  گذاشت .
اگر در آزمون ها و رنج ها فقط يك جفت جاي پا ديدي زماني بود كه تو را در آغوشم حمل مي كردم .
نحن اقرب اليه من حبل الوريد
خداوند همين جاست ، از اول حيات با او بودي ، با او مي ديدي ، با او مي شنيدي ، با او قيام داشتي ، با او حيات داشتي و داري ، حال مي بيني اگر هم صفاتي در تو موجود است از او حتي همين ادراك ، همين ادراك فقرمان و غناي او ، همه و همه از اوست اين است معناي :
بك معرفتك و انت دللتني اليك

چهارشنبه سوم مهر 1387  توسط   |

 

پاییز هزار رنگ

زرد است که لبريز حقايق شده است..

تلخ است که با  درد موافق شده است...

شاعر نشدي وگرنه ميفهميدي ...

 پاييز بهاري است که عاشق شده است

سه شنبه دوم مهر 1387  توسط   |

 

 



به نام خدا
سلام
من سی سال دارم و... اهل ایرانم روزگارم بد نیست/ تکه نانی دارم، خرده هوشی ،سر سوزن ذوقی/مادری دارم بهتر از برگ درخت همسری بهتر از آب روان
ودوتا بچه شیطون
و خدایی که دراین نزدیکی است/لای این شب بوها، پای آن کاج بلند
من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ/ جانمازم چشمه،مهرم نور
پیشه ام خانه داری است/ گاهگاهی مطلبی میارم/مینویسم به شما در این وبلاگ
تا به آواز شقایق برسد/چه خیالی.. چه خیالی.. می دانم پرده ام بیجان است /خوب میدانم حوض نقاشی من بی ماهی است
اما شاید این مطالب برسد تافردا برسد تا به خدا

(( ببخشید اگه تو شعر سهراب دستکاری کردم))


 

 

خواستن
ناگهان چقدر زود دیر میشود
چند نکته حکمت آموز
نگاه زیبا
ده نکته برای زیبایی یک زن
چند کلمه صحبت با خدا
یاخیر مونس و انیس
پاییز هزار رنگ

 

بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387

 

 

قالب وبلاگ

 

 

RSS 2.0
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران JavaScript Codes

Designed By ParsTheme